دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
هر چه گشتم فاطمه انجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست
آن گل بشکسته پهلویت کجاست
صفای خانه ام دیگر به خانه بر نمیگردد
پرستوی سفر کرده به لانه بر نمیگردد
بنال ای بلبل بی دل به یاد گلعذار من
که گلچین برده از باغم گل هجده بهار من
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
بسم الله

ای خدای بیت الله!
چشم ما را از سنگ و خاک بگیر و به جمال صاحب خانه روشن کن.
ای خدای کعبه!
ما را از خودمان تهی کن و آکنده از حضور خودت کن.
ای خدای خانه!
به زائرانی که بر در خانه ات اویخته اند بگو:"اًین باب الله الذی منه یوًتی"
ای خدای مکه!
کی میشود میزبان حقیقی خانه ظهور کند و مکه را از دست غاصبان جاهل برهاند.
ای خدای ابراهیم!
دستیابی به مقام ابراهیم کار آسانی نیست.حرفی از الفبای رفاقت ابراهیم را به ما
بیاموز و جرعه ای از جسارت ابراهیمی را در جانمان بریز.
ای خدای احرام!
توفیق ده که لباس اخلاق را از تن فرو بریزیم و احرام اخلاق تو را بر تن کنیم.
کاش می شد که همیشه محرم باشیم.
ای خدای صفا ومروه!
همه عمر سعی میان خوف و رجاء را ارزانی بدار.
ای خدای زمزم!
خواستن وچگونه خواستن را به ما بیاموز وجشمه ی معرفت را از کویر وجودمان،
زلال و همیشگی بجوشان.
ای خدای محمد!
ننگ جهالت وجاهلیت را از دامان اسلام ومسلمین پاک گردان.
ای خدای عرفات!
آدمی که حد خویش بشناسد، از مصائب دهر مصون می ماند.ما را شناسایی حد خویش
قرار ده.
ای خدای طواف!
طواف بی امام،به گشتن به دور خویش می ماند.شرک و ضلالت و گمراهی است.
چشم ما را در طواف، به محبوب و مقتدایمان روشن کن.
ای خدای لبیک!
نیاید ان روزی که ما تو را بخوانیم و پاسخی نشنویم،رو به سوی تو آریم و روی
باز تو را نبینیم.
ای خدای هاجر!
عشق واعتماد و یقین به خودت را در ما تقویت کن تا دست تلاش و پای رفتنمان
در مسیر تو فرو نماند.
ای خدای مدینه!
احساس غربت و مظلومیت شیعه را درمدینه ای که وطن تشیع است به ظهور
فرزند مدینه التیام ببخش.
ای خدای حج!
آنکه از محضر کریم تو دست خالی بازگردد،دچار خسارتی عظیم شده است
ما را مستحق ملامت ملائک مساز.
کعبه سنگ سیاهی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
سه شنبه نهم بهمن 1386
خداجان تو را بخاطر تمام آنچه در زندگی٬ غم و ماتم و مصیبت مینامند شکر
بهترينا تو را برای تمام آنچه شادی و نعمت میدانند شکر
پروردگارا تو را بخاطر تمام داراییها و نداریها شکر
تو را برای آنچه بوده و هست و خواهد بود شکر
خدايا شکرت و حمدت را شکر
محبوبا شکر شکرت و شکر حمدت را شکر
دلبرا شکرت که شکرت که شکرت که...
چهارشنبه سوم بهمن 1386
در شگفتم که سلام اغاز هر دیداریست
ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معنیست که
پایان نماز ِ اغاز دیدار است.
دوشنبه هفدهم دی 1386
به کعبه گفتم:تو از خاکی منم خاک, چرا باید به دور تو بگردم؟
ندا امد : تو با پا امدی باید بگردی, برو با دل بیا تا من بگردم
یکشنبه یازدهم آذر 1386
تکیه گاه
جمعه یازدهم آبان 1386
در لحظات آرامش خدا را مناجات کن در لحظات درد آور به خدا اعتماد کن

سه شنبه بیستم شهریور 1386
خدای را به قدر نیازی که به او داری فرمان بر
و به ان مقدار که بر عذابش طاقت داری معصیتش به جای اور
وبرای ان مدت که در ان جهان خواهی زیست کوشش کن
و به اندازه ی زمانی که در ان جهان خواهی ماند توشه ی
عمل بر گیر.
ما با می ومستی سر تقوا داریم
دنیا طلبیم ومیل عقبی داریم
کی دنیاودین هردوبه هم جمع شوند
این است که ما نه دین نه دنیا داریم
یکشنبه دهم تیر 1386
جویندگان خدا
میزید.پس از مدتی سرگردانی بی هدف در صحرا، سر انجام راهب را یافت و گفت: می خواهم
نخستین گامم را در طریق روح بدانم. زاهد مرد را به کنار چاه کوچکی برد و از او خواست
بازتاب چهره خودش را در آب بنگرد. مرد کوشید چنین کند، اما در همان هنگام ، زاهد
ریگهایی
به درون آب پرتاب میکرد و به آب موج می انداخت. مرد گفت: اگر شما همین طور ریگ در
آب بیندازید که نمیتوانم چهره ام را در آب ببینم. زاهد گفت: دزست همان طور که آدم نمیتواند
جهره خودش را در آب های مواج ببیند ، جست و جوی خداوند با ذهنی نگران این
جست و جو
هم ناممکن است. این نخستین گام است !
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است،
تو اگر مدارا نکني مارا خداي ديگر کجاست ؟
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
تو بايد آنهارا رها كني. از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد خدا گفت: نه
شکيبايي زاده رنج و سختي است. شکيبايي بخشيدني نيست، به دست
آوردني است. از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد خدا گفت: نه
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري از
خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد خدا گفت: نه رنج و سختي ، تو را از دنيا
دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند. از خدا خواستم تا روحم را
تعالي بخشد خدا گفت: نه بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي
اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي من هر چيزي را
که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه من به
تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.
دل سراپرده ی محبت اوست
دیده اینه دار طلعت اوست
بی خیالش مباد منظر چشم
زانکه این گوشه جای خلوت اوست
شنبه یکم اردیبهشت 1386
و لا طمعا فی جنتک و لکن وجدتک
اهلا للعبادت فعبدتک))
"خدایا" من تو رو به خاطر ترس از جهنم
یا رفتن به بهشت عبادتت نمیکنم
فقط واسه اینکه تو رو شایسته ی
عبادت و پرستش دیدم
با تمام وجودم میپرستمت.
شنبه بیست و ششم اسفند 1385
معشوق واقعی
به من بگو معشوقت کیست تا به تو بگویم در چه سطحی هستی
معشوق من انقدر لطیف است که خود را به بودن نیالود
که اگر جامه ی وجود بر تن میکرد
معشوق من نبود.
پنجشنبه دهم اسفند 1385
نصیحت
باید کشتیت در این دریا تقوای الهی
و اکنده ی ان ایمان
بادبانش توکل
ناخدایش عقل
رهبرش دانش
ولنگرش شکیبایی باشد.
این جملات زیبا رو لقمان به پسرش در نصایحش بیان کرده.
منبع: اصول کافی.جلد ۱ صفحه ۱۸
یکشنبه ششم اسفند 1385
مراقب افکارت باش که گفتارت میشود. مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود
مراقب رفتارت باش که عادتت میشود.مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.
شنبه بیست و یکم بهمن 1385
زندگی
برای زندگی فکر کنید اما غصه نخورید(دیل کارنگی)
از زندگی خود لذت ببر بدون انکه ان را با زندگی دیگران
مقا یسه کنی(کندروسه)
از ان نترس که زندگیت پایان پذیرد از ان بترس که هرگز
اغاز نشود(گرین هانس)
خودتان را تغییر دهید تازندگیتان تغییر کند(پرمود بترا)
نیمه اول زندگی صرف انتظار کشیدن برای نیمه ی دوم
و نیمه ی دوم
صرف حسرت خوردن برای نیمه ی اول میشود
واما چه نغز گفته است امیر مومنان امام علی (ع):
((زندگی شما مهریه ی سلامت شماست ان را
در طاعت خدا نقد کنید))
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385
گر نخواهی تو به فرشم می نهی
یعز من یشاء
یذل من یشاء
