تبليغاتX
ستاره دنباله دار

دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387

یا علی رفتم بقیع اما چه سود

                               هر چه گشتم فاطمه انجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست

                              آن گل بشکسته پهلویت کجاست

 

صفای خانه ام دیگر به خانه بر نمیگردد

                                 پرستوی سفر کرده به لانه بر نمیگردد

بنال ای بلبل بی دل به یاد گلعذار من

                                که گلچین برده از باغم گل هجده بهار من

 

نوشته شده توسط طلا در 20:32 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386

بسم الله

 

 

ای خدای بیت الله!

 

چشم ما را از سنگ و خاک  بگیر و به جمال صاحب خانه روشن کن.

 

ای خدای کعبه!

 

ما را از خودمان تهی کن و آکنده از حضور خودت کن.

 

ای خدای خانه!

 

به زائرانی که بر در خانه ات اویخته اند بگو:"اًین باب الله الذی منه یوًتی"

 

ای خدای مکه!

 

کی میشود میزبان حقیقی خانه ظهور کند و مکه را از دست غاصبان جاهل برهاند.

 

ای خدای ابراهیم!

 

دستیابی به مقام ابراهیم کار آسانی نیست.حرفی از الفبای رفاقت ابراهیم را به ما

 

بیاموز و جرعه ای از جسارت ابراهیمی را در جانمان بریز.

 

ای خدای احرام!

 

توفیق ده که لباس اخلاق را از تن فرو بریزیم و احرام اخلاق تو را بر تن کنیم.

 

کاش می شد که همیشه محرم باشیم.

 

ای خدای صفا ومروه!

 

همه عمر سعی میان خوف و رجاء را ارزانی بدار.

 

ای خدای زمزم!

 

خواستن وچگونه خواستن را به ما بیاموز وجشمه ی معرفت را از کویر وجودمان،

 

زلال و همیشگی بجوشان.

 

ای خدای محمد!

 

ننگ جهالت وجاهلیت را از دامان اسلام ومسلمین پاک گردان.

 

ای خدای عرفات!

 

آدمی که حد خویش بشناسد، از مصائب دهر مصون می ماند.ما را شناسایی حد خویش

 

قرار ده.

 

ای خدای طواف!

 

طواف بی امام،به گشتن به دور خویش می ماند.شرک و ضلالت و گمراهی است.

 

چشم ما را در طواف، به محبوب و مقتدایمان روشن کن.

 

ای خدای لبیک!

 

نیاید ان روزی که ما تو را بخوانیم و پاسخی نشنویم،رو به سوی تو آریم و روی

 

باز تو را نبینیم.

 

ای خدای هاجر!

 

عشق واعتماد و یقین به خودت را در ما تقویت کن تا دست تلاش و پای رفتنمان

 

در مسیر تو فرو نماند.

 

ای خدای مدینه!

 

احساس غربت و مظلومیت شیعه را درمدینه ای که وطن تشیع است به ظهور

 

فرزند مدینه التیام ببخش.

 

ای خدای حج!

 

آنکه از محضر کریم تو دست خالی بازگردد،دچار خسارتی عظیم شده است

 

ما را مستحق ملامت ملائک مساز.

 

کعبه سنگ سیاهی است که ره گم نشود       حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

 

           

نوشته شده توسط طلا در 23:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم بهمن 1386

 

خداجان تو را بخاطر تمام آنچه در زندگی٬ غم و ماتم و مصیبت مینامند شکر

بهترينا تو را برای تمام آنچه شادی و نعمت میدانند شکر

پروردگارا تو را بخاطر تمام دارایی‌ها و نداری‌ها شکر

تو را برای آنچه بوده و هست و خواهد بود شکر

خدايا شکرت و حمدت را شکر

محبوبا شکر شکرت و شکر حمدت را شکر

دلبرا شکرت که شکرت که شکرت که...

نوشته شده توسط طلا در 3:39 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم بهمن 1386

 

در شگفتم که سلام اغاز هر دیداریست

 

ولی در نماز پایان است .  شاید این بدین معنیست که

 

پایان نماز ِ اغاز دیدار  است.

نوشته شده توسط طلا در 22:30 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم دی 1386

دریاب از این همه پراکندگی ام          عمری ست که شرمندهّ این بندگی ام

 

به کعبه گفتم:تو از خاکی منم خاک, چرا باید به دور تو بگردم؟

 ندا امد : تو با پا امدی باید بگردی, برو با دل بیا تا من بگردم

نوشته شده توسط طلا در 15:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

تکیه گاه

 
 
در دیاری که تویی بودنم انجا کافیست
 
                            ارزوی دگرم غایت بی انصافیست
 
خدای نازنین
 
امشب کسی اینجا برای آغوش تو له له میزد
 
آغوشی که همیشه به روی خلایقت باز بوده است
 
...باز ...باز
 
چه کسی جز تو می توانست این چنین پناه سردرگمی اش شود؟؟
 
به خودت قسم که هیچ کس
 
خدایا
 
می خواستم بگویم چه خوب که تو هستی
 
کاش برایت خوب شوم...خوب...آنقدر که به من ببالی..
 
آنقدر که این شرم دست از سرم بر دارد
 
می دانم خسته ات کرده ام
 
بد کرده ام
 
تو مرا بخواه...بخواه و خوبم کن خوب من
 
عجیب به تو محتاجم
 
 و آواره ی الرحمن الرحیم سوره ی الحمدت
 
میدانم که می دانی
 
باز هم توبه و سر افتاده ی من
 
باز هم توبه و بغض در گلو مانده من
 
بازهم توبه و الهی کیف ارجی سواک گفتن من
 
می دانم خسته ات کرده ام
 
اما بازهم آغوشت را باز کرده ای...
 
آه از خودم که این شرم مرا از پا انداخته است
 
اما چقدر پشتم به تو گرم است و خیالم قرص.........
نوشته شده توسط طلا در 10:41 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم آبان 1386

در لحظات شادی خدا را ستایش کن  در لحظات سختی خدا را جست و جو کن

در لحظات آرامش خدا را مناجات کن  در لحظات درد آور به خدا اعتماد کن

                                                             

 

نوشته شده توسط طلا در 23:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیستم شهریور 1386

چند جمله ی زیبا

خدای را به قدر نیازی که به او داری فرمان بر

و به ان مقدار که بر عذابش طاقت داری معصیتش به جای اور

وبرای ان مدت که در ان جهان خواهی زیست کوشش کن

و به اندازه ی زمانی که در ان جهان خواهی ماند توشه ی

عمل بر گیر.

 

ما با می ومستی سر تقوا داریم

                                 دنیا طلبیم ومیل عقبی داریم

کی دنیاودین هردوبه هم جمع شوند

                                     این است که ما نه دین نه دنیا داریم

نوشته شده توسط طلا در 0:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم تیر 1386

جویندگان خدا

موج !!! مردی تصمیم گرفت به دیدار زاهدی برود که می گفتند نه چندان دور از صومعه اسکتا

میزید.پس از مدتی سرگردانی بی هدف در صحرا، سر انجام راهب را یافت و گفت: می خواهم

 نخستین گامم را در طریق روح بدانم. زاهد مرد را به کنار چاه کوچکی برد و از او خواست

بازتاب چهره خودش را در آب بنگرد. مرد کوشید چنین کند، اما در همان هنگام ، زاهد

 ریگهایی

به درون آب پرتاب میکرد و به آب موج می انداخت. مرد گفت: اگر شما همین طور ریگ در

 آب بیندازید که نمیتوانم چهره ام را در آب ببینم. زاهد گفت: دزست همان طور که آدم نمیتواند

 جهره خودش را در آب های مواج ببیند ، جست و جوی خداوند با ذهنی نگران این

جست و جو

 هم ناممکن است. این نخستین گام است !

نوشته شده توسط طلا در 0:22 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386

                                           

خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است،

 تو اگر مدارا نکني مارا خداي ديگر کجاست ؟

نوشته شده توسط طلا در 11:29 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386

از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد خدا گفت: نه رها کردن کار توست.

 تو بايد آنهارا رها كني. از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد خدا گفت: نه

 شکيبايي زاده رنج و سختي است. شکيبايي بخشيدني نيست، به دست

 آوردني است. از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد خدا گفت: نه

من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري از

خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد خدا گفت: نه رنج و سختي ، تو را از دنيا

دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند. از خدا خواستم تا روحم را

 تعالي بخشد خدا گفت: نه بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي

 اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي من هر چيزي را

که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه من به

تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.

دل سراپرده ی محبت اوست

                               دیده اینه دار طلعت اوست

بی خیالش مباد منظر چشم

                              زانکه این گوشه جای خلوت اوست

نوشته شده توسط طلا در 2:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم اردیبهشت 1386

 

 

(( الهی ما عبدتک خوفا من نارک

و لا طمعا فی جنتک و لکن وجدتک

اهلا للعبادت فعبدتک))

"خدایا" من تو رو به خاطر ترس از جهنم

یا رفتن به بهشت عبادتت نمیکنم

فقط واسه اینکه تو رو شایسته ی

عبادت و پرستش دیدم

با تمام وجودم میپرستمت.

نوشته شده توسط طلا در 0:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم اسفند 1385

معشوق واقعی

الهی و ربی من لی غیرک

 

به من بگو معشوقت کیست تا به تو بگویم در چه سطحی هستی

معشوق من انقدر لطیف است که خود را به بودن نیالود

که اگر جامه ی وجود بر تن میکرد

معشوق من نبود.

نوشته شده توسط طلا در 0:34 |  لینک ثابت  

پنجشنبه دهم اسفند 1385

نصیحت

دنیا دریای ژرفی است که خلقی بسیار در ان غرقه شدند (اگر از این دریا نجات میخواهی)

 

باید کشتیت در این دریا تقوای الهی

و اکنده ی ان ایمان

بادبانش توکل

ناخدایش عقل

رهبرش دانش

ولنگرش شکیبایی باشد.

این جملات زیبا رو لقمان به پسرش در نصایحش بیان کرده.

 

منبع: اصول کافی.جلد ۱ صفحه ۱۸

نوشته شده توسط طلا در 0:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم اسفند 1385

امام علی (ع) فرمودند:

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود. مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود

 

مراقب رفتارت باش که عادتت میشود.مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود

 

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.

نوشته شده توسط طلا در 0:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم بهمن 1385

زندگی

زندگی:

 

برای زندگی فکر کنید اما غصه نخورید(دیل کارنگی)

 

از زندگی خود لذت ببر بدون انکه ان را با زندگی دیگران 

مقا یسه کنی(کندروسه)

 

از ان نترس که زندگیت پایان پذیرد از ان بترس که هرگز

 اغاز نشود(گرین هانس)

 

خودتان را تغییر دهید تازندگیتان تغییر کند(پرمود بترا)

 

نیمه اول زندگی صرف انتظار کشیدن برای نیمه ی دوم

و نیمه ی دوم

 صرف حسرت خوردن برای نیمه ی اول میشود

 

واما چه نغز گفته است امیر مومنان امام علی (ع):

 

((زندگی شما مهریه ی سلامت شماست ان را

در طاعت خدا نقد کنید))

 

نوشته شده توسط طلا در 22:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم بهمن 1385

گر که خواهی تو به عرشم می بری 

                               گر نخواهی تو به فرشم می نهی

 یعز من یشاء

             یذل من یشاء

نوشته شده توسط طلا در 0:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم بهمن 1385

نیایش

خداوندا

ارامشی عطا فرما تا بپذیرم انچه را که نمیتوانم تغییر دهم

 

شهامتی که تغییر دهم انچه را که میتوانم 

 

بینشی که تفاوت ان دو را بدانم.

نوشته شده توسط طلا در 0:44 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم دی 1385

اعتماد

زمانی که دست زندگی سنگین

                 و شب بی ترانه است 

                            هنگام عشق و اعتماد است .

 

و دست زندگی چه سبک میشود

           و شب چه پر ترانه آن هنگام که

                   به هم عشق می ورزیم و اعتماد میکنیم...! 

نوشته شده توسط طلا در 23:51 |  لینک ثابت   •